ریشه واژه cultur /ریشه واژه فرهنگ

 واژه ی cultur انگلیسی یا kultur آلمانی با واژه کشاورزی هم ریشه است و از جنبه های زبان- روان شناسانه می توان گفت یکی از دلایل این هم ریشگی آن است، که در کشاورزی زمین را برای رشد و تحول گیاهان و باروری و ثمر بخشی آن ها آماده می کنیم، در فرهنگ نیز روان انسانی مستعد رشد وتحول و با لیدگی در ظرفیت های روانی و آفرینش های فکری و ذهنی در اجتماع انسانی می گردد، هر چند که هزینه این فرهنگ پذیری چشم پوشی از میل ها و رانه های جنسی و پرخاشگری در انسان باشد، از این روست، که بنیانگذار روان کاوی، دکتر زیگموند فروید، از فرهنگ(تمدن) و ملالت های آن سخن گفته است، چرا که چشم پوشی از میل ملالت می آورد اما رشد و تحول جوامع انسانی در گرو آن است. در زبان فارسی نیز، واژه ی فرهنگ از "فر" و "هنگ" (از ریشه آهیختن به معنای کشیدن) است، که مشابه واژه ی Erziehung در آلمانی است. Ziehung از فعل Ziehen به معنای کشیدن و آهیختن است و ترکیب Er با آن، به معنای تعلیم و تربیت یا پرورش و آموزش(به بیانی دقیق تر) است. (انسان شناسی و فرهنگ/حسین مجتهدی)


ریشه واژه کارناوال

 واژه ترکیبی کارناوال متشکل از دو واژه‌ی لاتینی "کارنیس" (یعنی گوشت) و "له‌واره" (یعنی چیزی را از کسی گرفتن) است. گفته می‌شود که علت وجودی این واژه، آغاز دوران روزه‌داری است که در روز ۵ مارس (۱۴ اسفند) آغاز می‌شود و ۴۰ روز طول می‌کشد. در این مدت مسیحیان متدین اجازه خوردن گوشت و رابطه جنسی ندارند.

ماخذ: دویچه وله


چگونه شاد زیستن

"بعدها من درباره ریشه لغت شادی(happiness) پژوهش کردم و دریافتم که این کلمه از فعل اتفاق افتادن(to happen) گرفته شده است. به عبارت دیگر شادی در مشاهده هر آن چه روی می دهد،یافت می شود.اگرنتوانی ار آنچه برای نهار امروز تدارک دیده شده شاد شوی، احتمالا شادی را در جای دیگر نیز نمی یابی. شادی را هر آنچه که پیش آید بجوی!" (تکامل آگاهی/رابرت جانسون)


تفاوت واژه و معنی تحقیق و پژوهش

در آستانه روز پژوهش، گفتگویی توجهم را جلب کرد که فارغ از موافق یا مخالف بودن با آن، باید به آن توجه کرد:

«بارها شاهد بوده‌ایم که شما از به‌کارگیری واژه «پژوهش» به عنوان برابر نهاد و معنی «تحقیق» پرهیز کرده‌اید. شاید مناسب باشد در آغاز گفت‌وگو در مورد سبب این اصرار توضیحی بفرمایید.

ببینید! اصطلاح تحقیق که معادل «Research» انگلیسی است دربرگیرنده مفاهیمی  متضمن روش‌‌هایی معین است، همین پیشوند «Re»، «تحقیق» را از «جست‌وجو» متمایز می‌کند که بحث آن طولانی است، به هر حال معتقدم که با امکانات بسیار زیاد زبان فارسی، می‌توانیم برابر نهادهایی را به کار ببریم که مقصودمان را بسیار  دقیق‌تر بیان کنند. واژه پژوهش، تنها حوزه مشخصی از تحقیق را که در آن متغیر 


یادداشتی بر انتخاب نام رشته تحصیلی

دوستی با اشاره به اینکه در ادامه تحصیلات می خواهد در رشته مهندسی مالی درس بخواند توجه من را به نام این رشته جلب کرد: "مهندسی مالی"

هر چقدر سعی کردم با این اسم و محتوای رشته ارتباط برقرار کنم نشد. آخر مهندسی غیر از دروس محاسباتی حتما شامل کارهای عملی/کارگاهی/آزمایشگاهی هم می شود ولی مهندسی مالی شامل محاسبات مالی می شود و معمولا حوزه های مدیریت مالی و حسابداری  را پوشش می دهد. نمی دانم این مهندسی چه ارزش بالایی دارد که ما حاضریم نام یک رشته دانشگاهی را خراب کنیم تا به آن ارزش دهیم(البته من اعتقاد دارم با این کار ارزش این رشته را پایین آورده ایم نه بالا) که من حدس می زنم کسانی که تصمیم گیرنده در وزرات علوم بوده اند خود مهندس بوده اند که نام این رشته را که«Computational finance» می باشد را مهندسی مالی ترجمه کرده اند.البته این انتخاب ناماشتباه را در مورد رشته های دیگر هم کرده ایم مثل مدیریت صنعتی و مدیریت دولتی...

 به امید روزیکه از شر تصمیم گیری مهندسان در همه ی مسایل زندگی و سیاست و ... در امان بمانیم.


ترجمه صحیح Business(بیزنس) و مدیریت بارزرگانی(Business administration)

     وقتی واژه "Business" را بازرگانی یا تجارت ترجمه کنیم  ممکن است تصور شود که منظور صرفا داد و ســتـد کالا و یـا خرید و فروش کالاست در صورتی که فعالیت های یک واحد بازرگانی(Business) علاوه بر داد و ستد، امورتولیدی و صنعتی، امورمالی، کنترل کیفیت محصول، منابع انسانی و بازاریابی می باشد . بنابراین اگر بیزنس را بازرگانی  یا تجارت ترجمه کنیم و  Business administration را مدیریت بازرگانی، از نظر علمی کمی دچار مشکل می شویم. صـحیـح  آن اسـت که واژه Commerce را بازرگانی و واژه  Trade را تجارت و دادستد تـرجــمه کنیمبهتر است به جای ترجمه Business به بـازرگـانـی و تـجـارت تـرجمه ی کـسـب و کــار را به کـار بـبـریـم و بـه جـای تـرجـمـه Business administration به مدیریت بازرگانی ترجمه "مدیریت کسب و کار" را به کار ببریم.

و یا حداقل «پرهیز بیمار گونه از کاربرد واژه های بیگانه» را کنار بگذاریم و در فارسی Business  را معادل نکنیم و همان بیزنس بنامیم.


سگ آبی در گل مانده

وقتی می خواهیم صفت رنگ آبی را به "سگ آبی"(Beaver) بدهیم چه باید بگوییم!؟ سگ آبی آبی! حالا فـرض کـنـیـم می خـواهـیـم بـگویـیـم "سـگ" آبـی (Dog Blue) ! پـرسـش آنـکـه سـگ آبـی یـا سـگ آبی؟(زبان در گل می ماند)

چـرا ایـن همه زبـان مـا دردسـر دارد؟ آخر کجای این موجود شبیه  سـگ می باشد کـه مـا آن را سگنامیده ایم؟



شارلاتان کیست؟ آیا مصدق بزرگترین شارلاتان ایران بود؟

شارلاتان(charlatan) واژه ای است که از زبان فرانسه وارد زبان فارسی شده است و به کسی که با زبان خوش، مردم را فریب دهد می‌گویند.البته در فرهنگ لغت معانی حقه باز، شیاد، کلاهبردار، چاخان ، چاچول و چاچولباز نیز نام برده شده است.

واژه شناسی نشانه شناسی: semiology یا semiotics ؟

    وقتی اصطلاحات نشانه شناسی را بررسی می کنیم نخست به دو واژه می رسیم که از همان ابتدا این پرسش را ایجاد می کند که نشانه شناسی برابر با کدام واژه می شود؟ به نظر می رسد باید نشانه شناسی از دیدگاه سوسور را"semiology" و نشانه شناسی از دیدگاه پیرس را"semiotics" به نامیم. کوروش صفوی در«زبان شناسی وادبیات» مختصری از کشمکش میان این دو واژه را ترجمه کرده است:

«کشمکش میان کاربرد دو اصطلاح  semiotics و semiology، سرانجام در سال 1969 میلادی _ دست کـم به صـورت رسمی _ به نفع semiotics [آلمانی: semiotik: فرانسه: semiotique] پایان مـی پـذیـرد. در این سـال، هیـئت موسس انجمــن بیـن المـللی نشــانه شــناسـی، شامـل لوی اشتراوس، بنونیست، بارت و گریما، بنا به پیشنـهاد یاکوبسن، کاربـرد اصــطلاح semiotics را برای تمامـی انواع مطالـعات نشانه شناسی، مورد تایید قرار داد؛ هرچند از آن تاریخ به بعد نیز هردوی این اصطلاحات به نوبه ی خود به کار رفته اند، بدون آنکه ارتباط میان این دو دقیقا مشخص گردد


ریشه واژه برف

     كلمه برف برگرفته از فارسی میانه «وفر» (vafr /wafr )است و با واژه های «وپرا» در سنسكریت و «وپریس» در لتونی هم ریشه است.به نظر می رسد این واژه دچار جابه جایی حروف شده باشد،البته هنوز در بعضی از زبان های ایرانی «وفر» نامیده می شود مثل گیلكی جالب آنكه برف معادل عربی دقیقی ندارد. در اوستایی از واژه اسنیزگ و اسنائوثا استفاده می شده كه با واژه انگلیسی «اسنو» هم ریشه هستند كه ریشه همه ی آنها به واژه هندواروپایی «snoigwh» باز می گردد.

 


تغییر معنای واژه ها در گذر زمان

«واژه ملت در زمان مشروطیت ابداع شد. در ترجمه "nation"  لفظ "ملت" به کار گرفته شد». پس چرا ما در متون گذشته مثل شعر حافظ  واژه ملت را داریم!؟

 

زبان پدیده ای پویا و زنده است و با تحولات اجتماعی تغییر می کند.  واژه ها در طول زمان و در شرایط مختلف با تغییر حركت، تغییر معنا می‌یابند . معنا و مفهوم ملت در اندیشه مدرن با پیش از مشروطه و با آنچه در قران و نهج البلاغه آمده، یکی نیستجنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند(حافظ)

واژه ملت در قران و نهج البلاغه به معنای «کیش و آئین و دین» است. است.در شعر حافظ هم که اشاره به حدیثی منسوب به پیامبر اسلام دارد.هفتاد و دو ملت، هفتاد و دو فرقه مذهبی است.

به نظر می رسد به کار بردن  واژه لاله و شقایق را جای هم باید در همین راستا محسوب کرد.

 


«ساده»(simple) یا «آسان»(easy)

واژه ی «ساده»(simple) از لحاظ مفهومی با واژه ی «آسان»(easy) کاملا متفاوت است. چه بسا یک فرایند در اوج ساده گی بسیار سخت و دشوار باشد.(برای مقایسه درست باید به مفهوم  دو واژه ی «پیچیده» و «سخت» هم توجه کرد.) ولی ما در زبان فارسی این دو واژه را به جای یکدیگر استفاده می کنیم! زیرا زبان فارسی زبان علم (اندیشهنیست.

 


ریشه واژه لاله

  

پیش زمینه من در مورد نام گیاهان در ادبیات(كه بیشترباعث سردرگمی است!)ازیك سو و از سوی دیگر پرسش یك دوست از عكسی كه آیا نام این گل لاله است!؟ و در ادامه پرسش من  درباره سوسن چلچراغ از پیرمرد داماشی دلیل بر آن شد كه كمی از گل لاله بنویسم و شقایق. نتیجه  آنكه زبان فارسی زبان علمنیست و دیگر اینكه شاید مهم نیست كه گل مورد نظر شاعران لاله نیست(شقایق است) بلكه مهم معناست.

احتمالا نام گل لاله از کلمه لال یا همان لعل از زبان سانسکریت  به معنی قرمز گرفته شده است . در این صورت یا نام این گل منشأ هندی دارد یا کلمه لال در فارسی هم به این معنی به کار میرفته است. علیرغم اینکه گل لاله به طور طبیعی در دشتها و کوهستانهای ایران میروید ولی مردم با ذکر گل لاله در واقع گل شقایق در ذهنشان نقش می‌بندد.

 

در بعضی موارد اصل واژه ی فارسی از زبان ما بیرون رفته ولی در اروپا استفاده میشود. مثلاً کلمه یTurban (عمامه) از کلمه ی »دولبند«  فارسی آمده،  به توربند و تولبنت (ترکی) تبدیل شده و بالاخره  از آن Turban گرفته شده است. سپس گل لاله بواسطه شباهتش به عمامه Tulpe نام گرفته است.

 عقاب جز کدام دسته از جانوران می باشد!؟

    دلیل نام گذاری یكسان واژه ها درعلوم، برای جلوگیری ازآشوب، هرج ومرج و دوباره کاری می باشد. ازآنجاکه ما ایرانیها علاقه ی زیادی به دوباره اختراع کردن چرخ و امثالهم داریم، علاقه مندیم هرچیزی را دوباره نام گذاری کنیم! (یعنی علاقه به آشوب و هرج و مرج و پیچدگی برای نفهمیدن یا سخت تر فهمیدن!!)این همه تعصب و بی خردی تا به کی؟ آنهم در کشوری که دانشجوی کارشناسی ارشدش برای پایان نامه ی خود نمی داند چگونه و چطور بنویسد یا بهتر است بگوییم چگونه و چطور فارسی(همین فارسی ناپاک، نههمان فارسی پاک و سره!) بنویسد.


ریشه واژه قند و شکر - قناد و کفاش

قند مُعَــرَّب یعنی عربی شده ی « کَند » است. ولی عربها چای را با قند نمی نوشند چای را با شکر شیرین می کنند. پس چرا معرب شده و چه نیازی بوده که ما در فارسی آن را قند بخوانیم نه کند ؟!

کند با کندو هم ریشه است. CANDY  در انگلیسی که آب نبات است با همین واژه ارتباط ریشه ای دارد. واژه ی کاندیدا نیز از همین ریشه است . زیرا کَندیدا یا کاندیدا جامه شکری گونه ای می پوشیده است .